خدایا,گمشده ام یا گمم کرده ایی...
نمیدانم...
اما,عجیب اینروزها
دلم یک بغل بزرگ خدا میخواهد...
خدایا,اینروزها کجایی؟...
میدانم دوستم داری...
هنوز گاه وبیگاه نشانه ای پراز عشقت را میبینم...
ولی من محبت
چه زود بزرگ شدم...
بزرگ شدم وقد کشیدم
همیشه از آینده ام ،تصوراتی دیگرداشتم
تصوراتی که حتی با تصورشان شاد بودم
اما...
هرسال مرداد ماه که میشود
رویاها وآرزوها وتصوراتم را بیاد میاورم
واقعا ،چه زود بزرگ